فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
79
چهارده رساله ( فارسى )
[ رساله چهارم ( جواب نامهء تعزيت ) نگارش فخر رازى ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمد بىنهايت و مدح بىغايت آن خداى را كى حمد جمله حامدان در مقابلهء اقلّ مراتب جلال و عزّت او عين تقصير است و شكر جملهء شاكران در برابر كمترين درجهء از درجات آلاء و نعماء او حقيرست شكر گفتن بندگان مر نعمتهاى او را عين نعمت اوست و مشغول بوذن مكلّفان بعبوديّت و طاعت محض هدايت و رحمت او فيض فضل او بر محتاجان موقوف سؤال ايشان نابوده و بهر جزو لا يتجزى كى در عالم كاينات و مبدعات رقم هستى دارد بر مقدسى او براهين نامتناهى نموده و دروذ فراوان و صلوات بىپايان بر مرقد مطهّر و مشهد معظّم محمّد مصطفى صلوات اللّه عليه باذ و بر ياران و خاندان او و سلّم تسليما . اما بعد بدانك اين مجموعه رسالهايست كى مولانا ملك الافاضل و العلما فخر - الملّة و الدين ابو عبد اللّه محمد بن عمر الرازى قدّس روحه العزيز به حضرت باميان نوشت در جواب تعزيت نامهاى كى سلطان بهاء الدين فرستاده بود در وفات پسر وى نور الله حفرته مشتمل بر مباحث شريف و اشارات لطيف بدانك اين رساله مشتمل است بر ده فصل . فصل اول ( در تمثيل روح انسانى بر سبيل اجمال ) فصل دوم ( در فناء اين جثّه مشاهد ) فصل سوم ( در اثبات حقيقت روح انسانى ) فصل چهارم ( در حقيقت مرك و احوال آن ) فصل پنجم ( در بيان درد فراق )